اطلاعیه
برای مشاهده جدول کار آموزی به قسمت دانشکده پرستاری بخش برنامه ی زمانبندی کارشناسی پرستاری شماره۱ کلیک کنید
برای مشاهده جدول کار آموزی به قسمت دانشکده پرستاری بخش برنامه ی زمانبندی کارشناسی پرستاری شماره۱ کلیک کنید
م (8 برنامه کارآموزی داخلی جراحی 3
نیمسال اول سال تحصیلی92-91
فراگیران : دانشجویان کارشناسی پرستاری ترم 5 تعداد واحد: 3 واحد مربیان:خانم کلانی(قلب) جراحی قلب(خانم وحدتی) داخلی2 (خانم آریایی نژاد) محل کارآموزی:جراحی قلب وقلب بیمارستان افشار- داخلی2 بیمارستان شهید صدوقی
|
گروه |
اسامی |
مهر |
مهر |
آبان | ||
|
1-2-3-8-9-10-15 |
16-17-22-23-24-29-30 |
1-6-7-8-14-15 | ||||
|
1 |
1- حميدرضا عليزاده 2- ابوالفضل كارگر 3- حسن خزر 4- عليرضا رضوي 5- معصومه پوريادگاري 6- فرزانه اسلامي 7- الهه هاتفي 8- حسن بيگي |
قلب خانم کلانی بیمارستان افشار |
داخلی 2 خانم آریایی نژاد بیمارستان شهیدصدوقی |
جراحی قلب خانم وحدتی بیمارستان افشار | ||
|
2 |
1- مصطفي وكيلي 2- محمد نجاريان 3- عبداله كريمي 4- نسيم داود پور 5- مهسا يونسي 6- زينب اله داد 7- آذر افسري 8- سمانه جعفري پور |
جراحی قلب خانم وحدتی بیمارستان افشار |
قلب خانم کلانی بیمارستان افشار |
داخلی 2 خانم آریایی نژاد بیمارستان شهیدصدوقی | ||
|
3 |
1- هادي نوذري 2- مصطفي خالقي نيا 3- جواد تيموري 4- زهرا مقصودي 5- زهرا اسماعيل زاده 6- بتول يمني 7- مريم محمديان 8- زهرا رفيعي |
داخلی 2 خانم آریایی نژاد بیمارستان شهیدصدوقی |
جراحی قلب خانم وحدتی بیمارستان افشار |
قلب خانم کلانی بیمارستان افشار | ||
|
گروه |
اسامی |
آبان |
آذر |
آذر |
آذر |
دی |
|
20-21-22-27-28-29 |
6 |
11-12-13-18-19-20-25 |
26-27 |
2-3-4-9 | ||
|
4 |
1-سجاد احمدي 2-اميرحسين فلاحتي 3-محسن عباسيان 4-طيبه زارع 5-رعيت 6-هاشم زاده 7-زهرا زارع 8- مريم نوري |
قلب خانم کلانی بیمارستان افشار |
داخلی 2 خانم آریایی نژاد بیمارستان شهیدصدوقی |
جراحی قلب خانم وحدتی بیمارستان افشار | ||
|
5 |
1- محمد باقر يوسفي 2-ابوالفضل باغياني 3- محمد رضا زارع 4- زينب خباز 5- فرشته علي ماندگاري 6- شيوا دست پاك 7- پور روستايي 8- فاطمه حيدري |
جراحی قلب خانم وحدتی بیمارستان افشار |
قلب خانم کلانی بیمارستان افشار |
داخلی 2 خانم آریایی نژاد بیمارستان شهیدصدوقی | ||
|
6 |
1- علي عوده اي 2- اميد حاتمي 3- محمد جعفري 4- ويدا حكيمي زاده 5-مهدي رضايي 6- مريم دهقاني 7- صديقه فلاح 8- آسيه هاتفي |
داخلی 2 خانم آریایی نژاد بیمارستان شهیدصدوقی |
جراحی قلب خانم وحدتی بیمارستان افشار |
قلب خانم کلانی بیمارستان افشار | ||
مدیر گروه پرستاری : حمیده دهقانی م«11»
)
تعداد واحد: 1 واحد مکان: بخش کودکان و NICU بیمارستان شهید صدوقی
|
گروه |
نام و نام خانوادگی |
مهر |
مهر |
مهر |
مهر |
مهر |
آبان |
آبان | ||||
|
1-2-3-4 |
8-9 |
10-11 |
15-16 |
17-18 |
22-23 |
24-25 |
29-30-1-2 |
6-7-8-9 | ||||
|
4 |
1-سجاد احمدي 2-اميرحسين فلاحتي 3-محسن عباسيان 4-طيبه زارع
|
کودکان خانم پورموحد |
کودکان خانم خدیجه دهقانی |
NICU خانم پور موحد |
|
|
|
| ||||
|
5-رعيت 6-هاشم زاده 7-زهرا زارع 8- مريم نوري |
|
NICU خانم پور موحد | ||||||||||
|
5 |
1- محمد باقر يوسفي 2-ابوالفضل باغياني 3- محمد رضا زارع 4- زينب خباز
|
|
NICU خانم پور موحد |
|
کودکان خانم خدیجه دهقانی |
کودکان خانم پور موحد |
| |||||
|
5- فرشته علي ماندگاري 6- شيوا دست پاك 7- پور روستايي 8- فاطمه حيدري |
|
NICU خانم پور موحد | ||||||||||
|
6 |
1- علي عوده اي 2- اميد حاتمي 3- محمد جعفري 4- ويدا حكيمي زاده
|
|
NICU خانم خدیجه دهقانی |
|
کودکان خانم پور موحد |
کودکان خانم خدیجه دهقانی | ||||||
|
5-مهري رضايي 6- مريم دهقاني 7- صديقه فلاح 8- آسيه هاتفي |
|
NICU خانم خدیجه دهقانی | ||||||||||
|
گروه |
نام و نام خانوادگی |
آبان |
آبان آذر |
آذر |
آذر |
آذر |
دی | |||||
|
16- 20- 21-22- |
23-27 |
28-29 |
30-6 |
7-11 |
12-13-14-18 |
19-20-21-25 |
26-27-28 |
2 | ||||
|
1
|
1- حميدرضا عليزاده 2- ابوالفضل كارگر 3 - حسن خزر 4- عليرضا رضوي
|
کودکان خانم خدیجه دهقانی
|
کودکان خانم پورموحد |
NICU خانم خدیجه دهقانی
|
|
|
|
| ||||
|
5- معصومه پوريادگاري 6- فرزانه اسلامي 7- الهه هاتفي 8- حسن بيگي |
|
NICU خانم خدیجه دهقانی | ||||||||||
|
2 |
1- مصطفي وكيلي 2- محمد نجاريان 3- عبداله كريمي 4- نسيم داود پور
|
|
NICU خانم خدیجه دهقانی
|
|
کودکان خانم پورموحد |
کودکان خانم خدیجه دهقانی |
| |||||
|
5- مهسا يونسي 6- زينب اله داد 7- آذر افسري 8- سمانه جعفري پور |
|
NICU خانم خدیجه دهقانی | ||||||||||
|
3 |
1- هادي نوذري 2- مصطفي خالقي نيا 3- جواد تيموري 4- زهرا مقصودي
|
|
NICU خانم پورموحد |
|
کودکان خانم خدیجه دهقانی
|
کودکان خانم پورموحد | ||||||
|
5- زهرا اسماعيل زاده 6- بتول يمني 7- مريم محمديان 8- زهرا رفيعي |
|
NICU خانم پورموحد | ||||||||||
مدیر گروه پرستاری : حمیده دهقانی
نيمسال اول سال تحصيلي 92-91
واحدهاي ارائه شده جهت دانشجويان رشته پرستاري ترم (5)
|
رديف |
نام درس |
شماره درس |
گروه |
تعداد واحد |
تئوري |
عملي |
پيشنياز |
|
1 |
پرستاری بيماريهاي داخلي و جراحي 3
|
52321170 |
12 |
4 |
4 |
- |
داخلي و جراحي 2 |
|
2 |
كودكان و پرستاري مربوطه (2) |
52321171 |
12 |
3 |
3 |
- |
پرستاری کودکان (1) |
|
3 |
زبان تخصصي |
52321020 |
12 |
2 |
2 |
- |
زبان انگليسي عمومي |
|
4 |
كارآموزي پرستاري كودكان |
52321173 |
12 |
1 |
- |
1 |
همزمان با درس تخصصي |
|
5 |
کارآموزی پرستاری داخلی جراحی3 |
52321096 |
12 |
2 |
- |
2 |
همزمان با درس تخصصي |
|
6 |
انقلاب اسلامي ايران |
35031027 |
12 |
2 |
2 |
- |
- |
|
7 |
اندیشه اسلامی 2 |
35031026 |
12 |
2 |
2 |
- |
- |
|
8 |
فرهنگ و تمدن اسلام و ایران |
35031032 |
12 |
2 |
2 |
- |
- |
توجه :
v در هنگام انتخاب واحد رعايت پيشنياز الزامي است.
v تداخل ساعت كلاس با كارآموزي موجب حذف درس خواهد شد و مسئوليت آن به عهده دانشجو مي باشد.
v دانشجويان حداكثر مجاز به اخذ 20 واحد درسي مي باشند. (دانشجویانی که معدل ترم قبل آنها حداقل 17 باشد
می توانند حداکثر تا 24 واحد درسی را انتخاب کنند. )
v دانشجويان مشروط ( معدل کمتر از 12) حداكثر مجاز به اخذ 14 واحد درسي مي باشند .
آموزش دانشكده پرستاري و مامايي
پیرمردی تنها در روستایی زندگی میکرد.او میخواست مزرعه سیب زمینیشو که تنها دارایی او بود شخم بزنه.اما خودش قادر به انجام این کار نبود.تنها پسرش هم که میتونست به او کمک کنه تو زندان بود.پیرمرد نامه ای به پسرش نوشت و گفت:پسرم من حال خوشی ندارم و نمیتوانم زمین رو شخم بزنم ولی نمیخواهم تنها داراییم را از دست بدهم.اگر تو اینجا بودی زمین رو برام شخم میزدی.دوستدار تو پدر.
چند روز بعد نامه ای به دست پیرمرد رسیدکه نوشته شده بود:پدر بخاطر خدا مزرعه رو شخم نزن من در اونجا اسلحه پنهان کردم. صبح روز بعد چند نفر از ماموران محلی به آن روستا آمدند و تمام مزرعه رو شخم زدند اما چیزی پیدا نکردن.پیرمرد بهت زده نامه ای دیگر به پسرش نوشت و ماجرا رو گفت.پسر در جواب نوشت:پدر جان حالا با خیال راحت برو سیب زمینی هاتو بکار. این تنها کاری بود که میتونستم برات انجام بدم.
نتیجه:بله دوستان همیشه در برابر سختی ها یه راهی وجود داره.و همیشه برای مشکلات یه راهی خواهید یافت یا خواهید ساخت.
حق چو دید آن نور مطلق در حضور
آفرید از نور او صد بحر نور
آفرینش را جز او مقصود نیست
پاک دامن تر زاو موجود نیست
میلاد نبی اکرم (ص) و امام صادق(ع)گرامی باد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
۱-نیوتن:چون او علاقه زیادی به رشته ستاره شناسی داشت بنابراین از صبح تا شب درس میخوند و اصلا وقت پیدا نمیکرد که بره زیر درخت سیب لم بده تا سیبی به سرش بخوره و نیروی جاذبه ای کشف بشه.و الان من و شما در فضا معلق بودیم.![]()
۲-لیلی و مجنون:بسیاری از صاحب نظران معتقدند که بیکار نشستن در خانه یکی از عوامل دلدادگی و عاشقی است.اما اگه این دو در زمان ما بودند اینقدر مشکل درس و کتاب تست و...داشتند که سال تا سال هم وقت نمیکردند همدیگر روببینندچه برسه به اینکه مجنون ظرفی ببره دم خونه لیلی وچون لیلی ظرفه رو بشکنه مجنون تو کوچه راه بیفته وبگه:اگر بامن نبودش هیچ میلی چراظرف مرابشکست لیلی![]()
۳-رستم:درباره او ۲احتمال وجود داره.الف)به جای عبور از ۷خوان وجنگیدن با دیو و اژدها مجبور بودازتک خوان کنکوربگذرد.که البته واضح است که خیلی زود(وقتی به تستهای درس تخصصی رسید)میفهمیدکه عبور از ۷خوان دربرابر تک خوان مثل آب خوردنه.
ب)رستم طراح سوال کنکور میشد وسوال های سخت درمیاورد غافل از اینکه فرزندش سهراب امسال کنکوری است و بادرموندن ازپاسخ به سوالات بلایی سرخود میاوردو رستم دیر متوجه میشدو پاسخ نامه رو وقتی کار از کار گذشت به سهراب میداد.![]()
۴-نوتر آداموس:اوکه پیشگوی فرانسوی است دربرابر کنکور غمی به دل راه نمیدهد.چون برا کسی که قرن ها قبل حادثه۱۱سپتامبر و جنگ جهانی دوم رو پیش بینی کرده پیش بینی جواب تست نباید سخت باشه.![]()
۵-نیمایوشیج:احتمالا او "تست نو"روابداع میکرد که رها ازقیدوبندهای تستهای معمولی وسرشاراز خلاقیت بود.درتست نوپاسخ صحیح خاصی مطرح نمیشدو مهم روشهای خلاقی بودکه داوطلب بکار میگرفت.مثل:شیریا خط کردن-تاس انداختن-ده بیست سی چهل کردن-اتل متل توتوله خواندن و...![]()
-سر جلسه امتحان سوالی رو بلد نباشی و مراقب هی پنجره رو باز و بسته کنه و رو اعصابت راه بره.![]()
-۴۵دقیقه مراقب جلسه چشم تو چشم تو بندازه و نتونی یه سوال هم تقلبی کنب.
-بچه درس خون کلاس جلوت بشینه و چنان چنبره بزنه رو برگه که نتونی تقلبی کنی.![]()
-چشات برگه پاسخ نامه ی نفر جلوایتو درست نبینه و سوالو اشتباه بزنی.![]()
-سوالی رو درست بزنی ولی با نگاهی که به برگه نفر کناریت میکنی جواب رو عوض کنی.![]()
-شب امتحان فارما مهمون بیاد خونتون و بعدشم قصد کنه شبم همون جا بمونه.![]()
-صبح امتحان روان بفهمی اصطلاحات انگلیسی هم تو امتحان میاد و تو بلد نیستی.![]()
-یه قسمت جزوه تو کیفت باشه بعد صبح امتحان چشت اتفاقی بیفته بهش.![]()
-وقتی داری درس میخونی بفهمی که نمیفهمی یا اصلا نفهمی که نمیفهمی.![]()
-بعد از یه امتحان سخت تیم محبوبت الکلاسیکو رو ببازه و دوستات هی تک زنگ بزنن و اسمس بدن و مسخرت کنن
۱-اول از همه یه عذر خواهی با تاخیر از مدیران وبلاگ آقا مصطفی و آقا محسن به خاطر حرفایی کهزدم میکنم .امیدوارم منو ببخشند.
۲-باید بگم که قهر من کمتر از۱۲ساعت طول کشید و با صحبتایی که شد قرار شد برگردم.
۳-دلیل دیر اومدنم هم بخاطر این بود که هم درگیر امتحانا بودم آخه به اندازه قد خودم جزوه رو هم کردم.وهم یه مشکل خونوادگی برام پیش اومد که خوشبختانه تونستم باش کنار بیام.
در پایان یه باره دیگه از مدیران وبلاگ عذر خواهی میکنم.و ایشالا به بزرگواری خودشون منو میبخشند.

بادکنک سیاه
یه روز پسرک سیاه پوستی داشت در خیابان راه می رفت که ناگهان به یه مرد بادکنک فروشی برخورد کرد.مرد در گوشه ای از پیاده رو در حالی که چند باد کنک باد کرده در دست داشت ایستاده بود.او برای جلب نظر مردم نخ یه بادکنک سبز رو کشید و اونو تو هوا رها کرد.بادکنک اوج می گرفت و بالا میرفت بعد او همین کارو برا بادکنک های زرد و قرمز و آبی انجام داد. همه ی بادکنک ها تو هوا رها شده بودند و اوج می گرفتند و منظره جالبی رو اطراف اون مرد بوجود آورد.پسرک سیاه پوست نزدیک اون مرد اومد و از او پرسید:ببخشید آقا آیا اون بادکنک سیاه هم مثل بادکنک های دیگه میتونه تو آسمون اوج بگیره؟مرد لبخندی زد و گفت:بله عزیزم ملاک رنگ و ظاهر بادکنک نیست بلکه مهم اون چیزی است که درون اون قرارداره.
بله دوستان ملاک و معیار برای موفقیت و به اوج رسیدن انسان ها ظواهر اشخاص نیست بلکه این باطن و درون افراد است که باعث پیشرفت و اوج گیری افراد میشود.
تیم فوتبال پرستاران آفتاب در مسابقات فوتبال دانشجویی شرکت کرده است
.این مسابقات از دیروز صبح آغاز شده است .وباید در عین تاسف اشاره کرد که تیم پرستاران افتاب در طی دو بازی که دیروز و امروز صبح انجام داد در مجموع ۹ تا گل در یافت کرده است
.که در بازی اول ۴ بر۱ مغلوب تیم بسیج شد و در بازی دوم هم با حساب ۵ بر ۱ به تیم شاهین باخت.لازم به یاد آوری است که دروازبان تیم آقای تیموری است
.که گل های بسیار بچه گانه ای را دریافت کرد.البته نباید از خط دفاعی ضعیف تیم هم به سادگی گذشت جایی که آقای یوسفی در آن پست قرار داشت و به قول سرپرست تیم (آقای خالقی نیا ) اگه چوب تو زمین گذاشته بودیم بهتر از آقای یوسفی کار میکرد.
معلوم نبود که این پسر به چه چیزی یا چه کسی فکر میکرد که به کل بازی رو رها کرده بود.
البته تیم پرستاران آفتاب بد شانس هم بود بخاطر اسیب دیدگی آقای عباسیان که نتونست بازی خوبی از خود به نمایش بذارد
.البته آقای رضوی قبل از بازی به استفاده از یه سری روشهایی به همه ثابت کرد که بازی رو می بازیم
.به امید موفقیت تیم و به امید کمتر گل خوردن تیم در بازی هفته آینده همه شما دوستان رو به خدا می سپارم.![]()
یه روز دختری که از دست مادر شوهرش سخت عصبانی و کلافه شده بود
تصمیم گرفت پیش یه دارو شناس بره و دارویی برا کشتن مادر شوهرش بگیره .دارو شناس به دختر گفت اگه من سمی یا چیزی بهت بدم که زود مادر شوهرتو بکشه همه به تو شک میکنن.پس یه معجونی بهت میدم که کم کم اونو از پا در بیاره.دختره معجونو گرفتو به خونه اومد.و هر روز چند قطره ای تو غذای مادرشوهرش می ریخت
او این کاررو تا یه هفته ادامه داد و جالب این بود که هر روز رفتار مادرشوهر بهتر از روز قبل میشد.و کار به جایی کشید که دختر پیش دارو شناس رفت واز او خواست دارویی بده تا مانع از مرگ مادر شوهرش بشه
دارو شناس لبخندی زد و گفت:معجونی که من دادم کشنده نبود فقط باعث شد که اخلاق مادر شوهرت عوض بشه.
بله دوستان اینجاست که به یاد شعر مولانا میفتیم که میگه:از محبت خارها گل میشود![]()
![]()
![]()
یه روز همسرم بهم گفت امشب با یه زن دیگه شام میریم بیرون.هر جی ازش پرسیدم بهم نگفت که اون زن کیه؟بلاخره لحظه موعود فرا رسید.بله دوستان اون زنی که همسرم در بارش صحبت میکرد مادرم بود.نزدیک یه ماهی بود که بخاطر گرفتاری که داشتم نتونسته بودم بهش سر بزنم
.همین طور که منو دید اشک تو چشاش جمع شدو خیلی خوشحال شد
.شامو با هم خوردیم.بعدش مادرم میخواست صورت حساب رو پرداخت کنه که البته من نذاشتم.منو همسرم از رستوران زودتر بیرون آمدیم اما اون شب من متوجه نشدم که چرا مادرم دیر از رستوران بیرون اومد.چند روز بعد مادرم به دلیل کسالت فوت کرد
.تو مراسم ختم مادرم مدیر همون رستورانی که با مادر وهمسرم اونجا رفتیم اومد ویه پاکتی که توش یه فیش شام پرداختی ۳نفره بود به همراه یه دست نوشته به من داد.تو نامه نوشته شده بود :پسرم من هزینه یه شام ۳نفره رو پرداخت کردم نمیدونم اون روز زنده باشم یا نه.اما دوست داشتم یه بارم من پسرمو دعوت کنم. ![]()
بله دوستان گاهی وقتا چه قدر دیر میشه دوست داشتن رو به زبون بیاریم و به اونایی که دوسشون داریم زبانی بگیم دوسسسسسسسسسست دارم. ![]()
![]()
گنه کردم گناهی پر ز لذت
کنار پیکری لرزان و مدهوش
خداوندا چه می دانم چه کردم
در آن خلوتگه تاریک و خاموش
در آن خلوتگه تاریک و خاموش
نگه کردم بچشم پر ز رازش
دلم در سینه بی تابانه لرزید
ز خواهش های چشم پر نیازش
در آن خلوت گه تاریک و خاموش
پریشان در کنار او نشستم
لبش بر روی لبهایم هوس ریخت
ز اندوه دل دیوانه رستم
فرو خواندم بگوشش قصه ی عشق :
ترا میخواهم ای جانانه ی من
ترا میخواهم ای آغوش جانبخش
ترا ای عاشق دیوانه من
هوس در دیدگانش شعله افروخت
شراب سرخ در پیمانه رقصید
تن من در میان بستر نرم
به روی سینه اش مستانه لرزید
گنه کردم گناهی پر ز لذت
در آغوشی که گرم و آتشین بود
گنه کردم میان بازوانی
که داغ و کینه جوی و آهنین بود
از مهربانی می نویسم و یادگاری های او که هنوز برای من قشنگ ترین مهربانی هاست.
او که نگاهش دریا بود و دلش دریایی.انگار از آسمان به مانند فرشته نجات آمده بود برای رها کردن من از تنهایی
.کجا بود وبه ناگه به کجارفت؟ترنم باران رو شنید و حرفی نزد.او که عاشق باران بود ولی باران به او نیازی نداشت.درنبودنش حزن آلودشدم و دل مرده
.او دل سپرده میخواست.من صیاد بودم او صید من او ناگهان پرید ازدام دل من.به کدامین مسیر؟پرستوهای عاشق همه به لانه هایشان رسیدند.اما ای عزیز دل هیچ کس دیگر حتی خبری از او نشنید
.کجایی سفر کرده ی بی همسفر من. هان؟
از مهربانی می نویسم و یادگاری های او که هنوز برای من قشنگ ترین مهربانی هاست.
او که نگاهش دریا بود و دلش دریایی.انگار از آسمان به مانند فرشته نجات آمده بود برای رها کردن من از تنهایی
.کجا بود وبه ناگه به کجارفت؟ترنم باران رو شنید و حرفی نزد.او که عاشق باران بود ولی باران به او نیازی نداشت.درنبودنش حزن آلودشدم و دل مرده
.او دل سپرده میخواست.من صیاد بودم او صید من او ناگهان پرید ازدام دل من.به کدامین مسیر؟پرستوهای عاشق همه به لانه هایشان رسیدند.اما ای عزیز دل هیچ کس دیگر حتی خبری از او نشنید
.کجایی سفر کرده ی بی همسفر من. هان؟
سکوت:![]()
وقتی بغضم شکست ونفس هایم غرق شد در اندوه و بی تابی فقط سکوت با من بود
.گاهگاهی که تنم خسته از لحظه ها به سوی تلخ ترین مرداب زندگی کشیده میشد شب هایی که بالشم خیس میشد از اشک شبانه وحسرت فقط سکوت با من بود
.دیری است با درد خود هم آشیان شده ام وهنوز سکوت با من است.کاش به جای عشق بر سکوت عاشق بودم.ای قلم یاریم کن تا بنگارم دردم را بروی کاغذ سپید بگویم از دل هایی که سنگی شده اند قدم هایی که عشق را لگد مال می کنند و قلب هایی که فقط صدای شکستن شان به گوش می رسد.
داشتن حس مسئولیت و عاطفه![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
انواع ازدواج های پیشنهادی برای آقایان