نامه نظرعلی به خدا
خدمت جناب خدا سلام عليکم
شما در قرآن فرموديد : هيچ موجود زنده ای روی زمين نيست مگر آنکه روزيش
به عهده توست.
و همچنين فرمودی : به درستيکه خدا خلف وعده نمی کند.
از آنجا که من بنده شما می باشم و طبق وعده شما روزی من به عهده شماست من
هم ليستی از خواسته هايم تهيه کرده ام که لطف فرموده و آنها را به نشانی
: مدرسه مروی و ...
برسانيد.
۱. همسری زيبا و متدين
۲. خانه ای بزرگ
۳. خدمتکار
۴. باغ بزرگ
۵. کالسکه
۶. کالسکه ران
۷. پول برای تجارت
نظر علی بعد از نوشتن اين نامه به مسجد شاه سابق(امام جديد) می رود و
نامه را در بين شکاف ديوار قرار می دهد.
نظر علی مرد بسيار فقيری در زمان ناصر الدين شاه بود. او نويسنده کتاب
کشف الاسرار نيز می باشد. او در مدرسه مروی طلبه بود و از آنجاکه حتی
چيزی برای خوردن نداشت شبها بعد از خوابيدن همه طلبه ها بين زباله ها به
دنبال غذا می گشت. تا اينکه شبی اين نامه را نوشت...
از قضا فردای آن روز ناصرالدين شاه برای شکار به خارج از شهر می رفت که
از اين مسجد عبور می کرد...و در همان لحظات بود که طوفان سختی شروع شد و
ناصرالدين شاه و اطرافيانش مجبور شدند در مسجد بمانند...در همان لحظات
باد نامه را از سوراخ بيرون آورده و جلوی پاهای ناصرالدين شاه به زمين
انداخت...
ناصرالدين شاه هم نامه رو برداشت و شروع به خوندن کرد...
اول خندش گرفت که نوشته جناب خدا سلام!!!!
اما بعد که کل نامه رو خوند از شکار منصرف شد و به طرف مدرسه مروی حرکت کرد..
نظر علی رو خواست و پرسيد اين نامه از شماست؟
وقتی نظر علی جواب مثبت داد ناصرالدين شاه گفت : نامه ای که به خدا
فرستاديد خدا به ما حوالت فرمود.
رو به وزراش کرد و گفت: آقايان وزرا هر کدام يکی از خواسته های ايشان را
اجابت کنيد:
خلاصه که يه نفر دخترشو داد ... يه نفر بهش خونه و .... خلاصه همه حاجتای
نظر علی يه شبه برآورده شد...
این است معنای توکل به خدا!!
راستی!!! نامه نظرعلی در حال حاضر توی موزه گلستانه
شما در قرآن فرموديد : هيچ موجود زنده ای روی زمين نيست مگر آنکه روزيش
به عهده توست.
و همچنين فرمودی : به درستيکه خدا خلف وعده نمی کند.
از آنجا که من بنده شما می باشم و طبق وعده شما روزی من به عهده شماست من
هم ليستی از خواسته هايم تهيه کرده ام که لطف فرموده و آنها را به نشانی
: مدرسه مروی و ...
برسانيد.
۱. همسری زيبا و متدين
۲. خانه ای بزرگ
۳. خدمتکار
۴. باغ بزرگ
۵. کالسکه
۶. کالسکه ران
۷. پول برای تجارت
نظر علی بعد از نوشتن اين نامه به مسجد شاه سابق(امام جديد) می رود و
نامه را در بين شکاف ديوار قرار می دهد.
نظر علی مرد بسيار فقيری در زمان ناصر الدين شاه بود. او نويسنده کتاب
کشف الاسرار نيز می باشد. او در مدرسه مروی طلبه بود و از آنجاکه حتی
چيزی برای خوردن نداشت شبها بعد از خوابيدن همه طلبه ها بين زباله ها به
دنبال غذا می گشت. تا اينکه شبی اين نامه را نوشت...
از قضا فردای آن روز ناصرالدين شاه برای شکار به خارج از شهر می رفت که
از اين مسجد عبور می کرد...و در همان لحظات بود که طوفان سختی شروع شد و
ناصرالدين شاه و اطرافيانش مجبور شدند در مسجد بمانند...در همان لحظات
باد نامه را از سوراخ بيرون آورده و جلوی پاهای ناصرالدين شاه به زمين
انداخت...
ناصرالدين شاه هم نامه رو برداشت و شروع به خوندن کرد...
اول خندش گرفت که نوشته جناب خدا سلام!!!!
اما بعد که کل نامه رو خوند از شکار منصرف شد و به طرف مدرسه مروی حرکت کرد..
نظر علی رو خواست و پرسيد اين نامه از شماست؟
وقتی نظر علی جواب مثبت داد ناصرالدين شاه گفت : نامه ای که به خدا
فرستاديد خدا به ما حوالت فرمود.
رو به وزراش کرد و گفت: آقايان وزرا هر کدام يکی از خواسته های ايشان را
اجابت کنيد:
خلاصه که يه نفر دخترشو داد ... يه نفر بهش خونه و .... خلاصه همه حاجتای
نظر علی يه شبه برآورده شد...
این است معنای توکل به خدا!!
راستی!!! نامه نظرعلی در حال حاضر توی موزه گلستانه
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 21:37 توسط محسن
|