از خیاطی پرسیدند : زندگی یعنی چه ؟ گقت: دوختن پارگیهای روح ودل با نخ توبه؛
از باغبانی پرسیدند : زندگی یعنی چه ؟ گفت: کاشتن بذر عشق درزمین دلها زیر نور ایمان؛ ... از باستان شناسی پرسیدند : زندگی یعنی چه ؟ گفت: کاویدن جانها برای استخراج گوهر درون؛
از آیینه فروشی پرسیدند : زندگی یعنی چه ؟ گفت: زدودن غبار ایینه دل با شیشه پاک کن توکل؛
از میوه فروشی پرسیدند : زندگی یعنی چه ؟ گفت : دست چین کردن خوبها در صندوقچه دل؛
و اینک تو بگو زندگـــــــــــــــــــــــــــــــــی یعنی چه ؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 18:58 توسط هادی
|